پس از آنکه کانمن و تورسکی در سال ۱۹۹۲ به بسط تئوری چشمانداز در چارچوب اقتصاد رفتاری پرداختند، این سؤال متوجه محافل آکادمیک و سیاست گذاری گردید که گویا نظریه ارزشگذاری انتظاری بهتنهایی قادر به توضیح رفتار اقتصادی افراد و به تبع دولتها در شرایط مختلف تصمیمگیری نیست. این مطلب با مشاهده حقایقی از جنگهای ۵۰ سال اخیر میان عراق و ایالاتمتحده (۱۹۹۰) یا انگلستان و آرژانتین (۱۹۸۲) بیشتر در اذهان متبادر شد که چرا یک کشور باوجود اینکه خود را به لحاظ اقتصادی و دفاعی ضعیفتر از دیگری میداند باز هم تصمیم به جنگ رو در رو و مستقیم می¬گیرد. اقتصاددانان حوزه رفتاری سعی نمودند با استفاده از تئوری چشمانداز توضیح علمی در چرایی عکسالعمل این کشورها بیابند که با استفاده از آن بتوان پیشبینی دقیقتری از رفتار بسیاری از دول در برابر کشورهای ثروتمند مخالف ارائه نمایند. در این میان استفاده از نظریه بازیها به دلیل قدرت مدلسازی بالا در خصوص بازیگران هوشمند و رفتار دینامیکی آنها، کاربرد گستردهای برای ترکیب با نظریه چشمانداز یافت. در این مقاله سعی می¬کنیم ضمن ارائه نظریه چشم¬انداز و چگونگی ترکیب آن با تئوری بازیها، الگویی برای تبیین بهینه رفتار سیاسی-اقتصادی کشورمان در شرایط تحریم ارائه نماییم.
مشخصات مقاله
عنوان مقاله:
نویسنده: ---
منبع:: ---
لینک مستقیم:: https://eghtesad.sndu.ac.ir/article_558.html